تبلیغات |
دل سروده های پریشان عشق بالا برده مارا ور نه آدم که گل است......
درباره وبلاگ ![]() شعر من ابریست از باران عشق شعرمن بادیست با طوفان عشق عشق من عشقیست پایان ناپذیر عشق من عشقیست درمان ناپذیر عشق من با شعر من آمیخته است عشق من بر گردنم آویخته است مدیر وبلاگ : سید مرتضی موسوی مطالب اخیر نویسندگان تو خوشحالی و می خندی ، دلم در آسمان خنده هایت اوج می گیرد
تو مغرورانه می گردی، زمین در زیر پایت مثل دریا موج می گیرد نمی دانم چگونه عاشقم کردی ولی من دوستت دارم اگر چه لحظه هایم پر ز تنهائیست و این احساس عشق تو چه احساس قشنگ و بکر و زیبائیست تو دائم در خیال من، برایم نو عروس آرزو هایی همیشه عاشقت هستم ، همیشه دوستت دارم و تو زیبا ترین احساس دنیایی برای با تو بودن تا همیشه صبر خواهم کرد، همیشه خاطرم هستی همیشه در خیال من تو شادابی و می خندی، همیشه عاشقم هستی
نوع مطلب : عاشقانه، شعر نو، برچسب ها : عاشقانه، عروس ارزو ها، شعر نو، سید مرتضی موسوی، لحظه ها می گذرد خاطره ها را چه کنم غم دنیا به کنار دلهره ها را چه کنم بی خیال سر تنها و غم باد خزان این دل عاشق و شیدای شما را چه کنم آسمان پاک و دل انگیز و زمین سبزه فشان بی تو من خوبی این آب و هوا را چه کنم می وزد باد صبا و خبر از یاد تو نیست ندهد بوی تو را ، باد صبا را چه کنم همه شب تا به سحر واله و حیران تو ام با خدای دل خود مدح شما را چه کنم نوع مطلب : غزل، عاشقانه، برچسب ها : گذر لحظه ها، باد صبا، دلهره، عاشق، سید مرتضی موسوی، بی تو تاریکه گلم این خانه ی ویران ما بی تو محزونه دلم ای یاور جانان ما می وزد بادی که از سوی دیارت نازنین می فشاند یاد تو در خاطر گریان ما می سراید شعر های سوگواری در فراق می براید خون به جای اشک از چشمان ما هر چه می خواهم فراموشت کنم ای نازنین باز می آید خیالت در دل ویران ما من ندارم طاقت دوری تو ای آبنبات تو چطوری خوشگلم با فرقت و هجران ما نوع مطلب : عاشقانه، غزل، برچسب ها : عشق، سوگواری، هجران، فراموشی، سید مرتضی موسوی، کمر بندی ز غم دارم که دور گردنم بسته دلی بی بال وپر دارم که از غم خوردنم خسته دو پای بی رمق دارم که در راه دلم مانده دو دست بی نمک دارم ز درگاه کرم رانده دو چشم خونفشان دارم که بارانی به دل دارد به دنبال تو می گردد برایت درد دل دارد دو گوش بسته ای دارم که با عشق تو دمسازه برای حرف غیر از تو چه گوشی بل دو دروازه زبان خسته ای دارم که نامت را به لب دارد سر خم گشته ای دارم زِ من عرض ادب دارد روان و جسم من سالم نه بیمارم نه تب دارم ولی از دوریت یارا نه من روز و نه شب دارم نوع مطلب : عاشقانه، مثنوی، برچسب ها : مثنوی، عرض ادب، عشق، تب، سید مرتضی موسوی، زندگی بافتن یک قالی نیست شستن ظرف و یا رفتن مهمانی نیست زندگی جریان است قابل عرضه به بقالی نیست زندگی راهیست که ما طی می کنیم زندگی همسفر است و در این راه دراز لحظه ها در گذر است ادامه مطلب نوع مطلب : شعر نو، برچسب ها : زندگی، سفر، همسفر، سید مرتضی موسوی، شعر نو، یاد من باشد که من درس وکتابی دارم امتحـانی و دگـــر روز حـسابی دارم یاد من باشد خدائیست به بالای سرم زبد مردم وخلقش که به او شکوه برم یادمن باشدکه از بهر چه من آمده ام به چه کاری وبه سودای چه من آمده ام یاد من باشد که چشمان کسی تر نکنم خاطر دوست به یک لحظه مکدر نکنم یاد من باشد که از خلق تمنا نکنم سفره ی دل همه جا پیش همه وا نکنم یادمن باشد که از قهر تو شاکی نشوم ردِّ فرمان تو را کرده ویاغی نشوم یاد من باشد که یادت بکنم من همه شب همه فرمان تو را کرده وشادت بکنم من همه شب یاد من باشد که من زود قضاوت نکنم با تن خویش از این بیش عداوت نکنم یاد من باشد که روزی همه در دست خداست کل تقدیر همانست که در اندیشه ی ماست یاد من باشد که این وقت عزیز است وگران که به غفلت نکنم من سپری با دگران یاد من باشد دگر عشق گدایی نکنم "طلب مهر ز هر بی سر و پایی نکنم" یاد من باشد که این چرخ همه جا در کار است گر تو بیدار شوی بخت تو هم بیدار است یاد من باشد که معشوق ونگاریست مرا اندکی عزّت و مقداری وقاریست مرا یاد من باشد که این خاطر من محترم است خاطراتش به کنار خانه ی لطف و کرم است
نوع مطلب : مثنوی، برچسب ها : عشق، گدایی، سید مرتضی موسوی، روز حساب، خاطر من، نموده خواب تلف عمر چون طلای مرا
بیاکه حلّه بگیریم زماه نورانی بیا و منجی من باش در شب تاریک ببر به کنج دل روشن و سبکبالی نوع مطلب : غزل، برچسب ها : گفت یک عاشق به یارش دلبرم
این داستان ادامه دارد..... نوع مطلب : برچسب ها : ای خدا یارم تویی من یارم می خواهم چه کار دار دنیا دار فانی دار اعمال است و کار
کار من پوشیده نیست در نزد ستّار العیوب
نوع مطلب : برچسب ها : یادمه یه روزی یکی از فامیلامون که زن هم داشت به من گفت: مرتضی واسه من یه دختر خوب پیدا کن که باهاش ازدواج کنم.منم بهش گفتم: ببین، زن گرفتن آسونه ولی زن نگه داشتن سخته، اگه می تونی نگه داری چشم. بنده خدا بعد از شنیدن حرف من ، انگار که که جن دیده رنگش پرید و ساکت شد و بعد از اون دیگه حرفی نزد. بعد ها فهمیدم که زنش می خواسته ازش جدا بشه تازه فهمیده بودم که نا خواسته چه تو دهنی محکمی بهش زدم. از این بابت دلم واسش خیلی سوخت. نا گفته نماند که:" کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی" گفت یک فامیلمان چند وقت پیش دختری یاب تا کنم من عقد خویش گفتمش ای مهربان ای نازنین پیش خود را دیده ای دورم (هم) ببین زن گرفتن کار سهل وساده است دختران بهر زنی آماده است لیک زن را داشتن مشکل بود گر چه تیپ و هیکلت خوشکل بود او که زن داشت این جوابم راشنید بعد از ان راه خموشی را گزید بعد فهمیدم زنش خواهد طلاق مهریه می خواهد از او با چماق زین خبر سوخته ست قلب ریشمان چون که زهری خورده است از نیشمان ولی خدایش الان دیگه با این شرایط زن گرفتن هم سخت شده.!! نوع مطلب : مثنوی، برچسب ها : خانه ی ویران این دل خانه ی گلخانه نیست
روزگاری این دلم بود خانه ی عشق وصفا
گر چه می گفتند دلت چون سنگ می ماند گلم این بنای تازه ی دل، از دل سنگ تو باد شایدم دیوانه خوانی شایدم مجنون و غیر
نوع مطلب : غزل، برچسب ها : بیا بیا گل نرگس جهان برای شماست شاعر: یاس نوع مطلب : برچسب ها : از وقتی دیده است تو را این وجود من گرمای مهر توست که سبزم نموده است پیچیده است نسیم دل انگیز عشق تو من با خیال روی تو تا اوج می پرم هم خاک پای توست مرا توتیای چشم آری ز هجر تو به فنا دل سپرده ام نوع مطلب : غزل، برچسب ها : نبود من، عاشقانه، صعود، سید مرتضی موسوی، غزل، نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟ نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا شاعرش را نمی شناسم ولی هر کی هست خدا امواتشو بیامرزه نوع مطلب : برچسب ها : پیوند روزانه پیوندها صفحات جانبی آمار وبلاگ
امکانات جانبی |
|